اخبار صنفی فرهنگیان کرج |
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین.
فرهنگیان عزیز ، ملت شریف ایران
همانگونه که می دانید ، یکی از مظاهر پیشرفت هر جامعه ای ، وجود نهادهای مستقل از دولت است که وظیفه آنها علاوه بر نظارت و نقد عملکرد دولت ها ، جلوگیری از فساد ناشی از تمرکز قدرت و تعدیل خواسته ها و انتظارات قشرهای مختلف مردم و متناسب کردن این گونه انتظارات با واقعیت هاست. به همین علت در بسیاری از کشورهای پیشرفته ، حاکمان و دولت ها نه تنها مانع از رشد و گسترش این گونه نهاد ها نمی شوند بلکه از تمام توان خود برای گسترش آنها بهره می گیرند بطوریکه حضور یک فرد در چند نهاد مستقل مدنی را نشانه رشد مدنییت ، شادابی و توسعه یک کشور می دانند.
در کشور ما اما چند سالی است که تلاش های گسترده ای صورت گرفته و می گیرد تا با محدود کردن دایره فعالیت این گونه نهادها ، آنها را به ورطه نابودی کشانده یا بی اثر و خنثی نمایند. برخورد های چند سال اخیر نهادهای امنیتی با فعالان صنفی معلمان از جمله : بازداشت ها و دستگیری ها ، انفصال از خدمت و اخراج بسیاری از آنها و صدور احکام سنگین تعلیقی و تعزیری و حتی اجرای احکام تبعید برای این قشر فرهیخته ، همه وهمه نشان دهنده این واقعیت تلخ است که مسئولان فعلی دولت هیچگونه اعتباری برای این گونه فعالیت های مسالمت آمیز قائل نیستند.
اما فعالان صنفی معلمان ایران پایدار و استوار و با عزمی جزم تر از گذشته ، به دلیل اعتقاد به حقانیت راهی که برگزیده اند ، تا رسیدن به مطلوب به راه خود ادامه خواهند داد و تهدیدها و تنبیه ها نتوانسته و نخواهد توانست در اراده آنان خللی ایجاد نماید.
همکاران گرامی ، ملت بزرگ ایران
حتمآ شنیده اید که ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ، در مصاحبه های اخیر خود، ایران را آزادترین کشور دنیا معرفی کرده است و مدعی شده که در این کشور مردم آزادانه به همه مسئولان انتقاد می کنند و در عوض کوچکترین برخوردی با آنان صورت نمی گیرد!!!
این ادعاها در شرایطی مطرح می شود که معلمان ایران حتی از برگزاری یک مراسم ساده به مناسبت روز جهانی معلم که هر ساله توسط میلیون ها معلم در سراسرجهان برگزار می گردد محروم گردیده اند و مسئولان کشور نه تنها به درخواست کتبی کانون صنفی معلمان ایران برای برگزاری مراسم راهپیمایی در این روز پاسخی نداده اند بلکه تلاش اعضای کانون برای برگزاری مراسمی جشن گونه در مقابل وزارت آموزش و پرورش (خانه معلمان) که بنا بود با اهدای گل و شیرینی همراه باشد با تهدید های نیروهای امنیتی از مآموران وزرات اطلاعات گرفته تا پلیس امنیت و معاونت امنیت دادگاه انقلاب با شکست مواجه می گردد.
در چنین شرایطی ، کانون صنفی معلمان ایران ضمن اعتراض شدید به این گونه برخوردها که مغایرت آن با بسیاری از اصول قانون اساسی به ویژه اصل 27 و قانون حقوق شهروندی کاملآ محرز است از تمامی دلسوزان نظام ، نمایندگان مستقل شورای اسلامی ، خبرگزاری ها و روزنامه های مستقل و همچنین ریاست محترم قوه قضاییه مصرانه می خواهد تا ضمن پیگیری برخورد های غیرقانونی مذکور ، مشکلات آموزش و پرورش را جدی گرفته و در برابر تضییع حقوق قانونی فرهنگیان و نمایندگان واقعی آنها در تشکل های صنفی ، بیش از این سکوت نکرده و با واکنش به موقع خود ، این نهاد گسترده و تآثیر گذار را که متعلق به تمام اقشار و آحاد جامعه است از بحران هایی که حتی برخی نمایندگان محترم مجلس نیز نتوانستند وجود آن را انکار نمایند ، نجات دهند.
ما معتقدیم که مشکل آموزش و پرورش تنها به فرهنگیان و تشکل های صنفی مربوط نیست بلکه مشکل آموزش و پرورش مشکل همه جامعه است لذا حل این مشکل نیز بر عهده تمامی اقشار جامعه است . بنابراین انصاف نیست که هزینه اصلاح آموزش و پرورش تنها و تنها به فرهنگیان و فعالان صنفی تحمیل گردد.
کانون صنفی معلمان ایران که در طی حیات خود ثابت نموده دفاع از حقوق فرهنگیان را با نگرش یک راهبرد آگاهانه و نه یک تاکتیک زودگذر از مسیرهای گوناگون دنبال می کند اعلام می دارد با توجه به قول رئیس فراکسیون فرهنگیان در دیدار اعضای شورای هماهنگی که "نظام پرداخت هماهنگ تا 15 آذر عملا اجرا خواهد شد " برای اتمام حجت ضمن تآکید مجدد برلزوم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری ، یادآور می شود که آخرین مهلت قانونی دولت برای اجرایی کردن این قانون 15 آذر ماه 87 است .
کانون صنفی معلمان ایران
به نام خداوند جان و خرد
جلسه اعضای شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور باعضو هیئت رئیسه مجلس و رئیس فراکسیون فرهنگیان آقای حمید رضا حاج بابایی در تاریخ 27/ 06/1387
در ابتدای جلسه آقای باغانی به نما یندگی از جمع گزارشی را ارائه نمود و مشکلات فرهنگیان را در چند محور تشریح کرد :
گزارش باغانی : من از شما به خاطر تدارک این جلسه تشکر می کنم . باعث تاسف است که باید بگویم ما با وزیر آموزش و پرورش 3 بار برای تشکیل جلسه قرار گذاشتیم ولی در هیچ یک شرکت نکردند و من تصور می کنم به این خاطر است که ایشان استقلال رای ندارند .
اما قرار بود جلسه شورای هماهنگی در بیست و ششم شهریور برگزار شود . چون آموزش و پرورش فضائی را در اختیار ما قرار نداد مکانی را برای این جلسه در نظر گرفته بودیم . 40 نفر از بچه ها که از شهرستانها و تهران برای حضور در جلسه آمده بودند در بدو ورود در مترو بازداشت شدند و تا ساعت 11 همه بازداشت بودیم. با بازجویی های 3-2 ساعته و رسانه های جهان این مسئله را انعکاس دادند .
در ادامه باغانی بطور خلاصه برخی از مشکلات معلمان را در محورهای زیر دسته بندی و مطرح نمود :
1) عدم تمکین نسبت به قانون های مصوب مجلس از جمله قانون مدیریت خدمات کشوری . این قانون چرا اجرا نمی شود ؟! چرا رئیس جمهور به این قانون تمکین نمی کند ؟!
2) کسری بودجه مزمن و عجیب . در آموزش و پرورش 10 هزار میلیارد کسری بودجه داریم . وزیر گفت ؛ شما هم می دانید . چرا بودجه با کسری بسته شد؟! مشکلات را شما هم می دانید . چرامجلس بودجه را اینگونه بست ؟ !
3) بخشنامه ی ساماندهی نیروی انسانی . این بخشنامه فاجعه ای ست برای آموزش و پرورش در آغاز مهر ماه . مدارس به شکل ناهنجاری شلوغ شده است .
4) تن ندادن حاکمیت به اجرای قوانین جهانی . روز جهانی معلم ( 14 مهر ) در یونسکو تصویب شده است . ایران عضو یونسکو است ولی نه تنها در بزرگداشت این روز کوششی نمی شود بلکه حتی وقتی یک NGO مانند کانون صنفی معلمان به آن توجه می کند برخورد هم می شود .این مراسم باید در تقویم بیاید . روز ملی معلم (12 اردیبهشت ) با روز جهانی آن هیچ منافاتی ندارد . دیروز برای آزادیمان برگه هایی به ما دادند امضاء کنیم که در روز 14 مهر حتی از خانه هایمان بیرون هم نیائیم ! اگر قوانین جهانی مهم است باید به آن عمل شود .
5) احکام معلمان : هیچ وزیری در طول تاریخ آموزش و پرورش ایران این کاری را که آقای فرشیدی با معلمان کرد را نکرده بود . آقای علی احمدی در ابتدای آمدنش گفت : من می توانم احکام صادره را لغو کنم . هیچ کاری نکرد . احکام همکاران ما تایید شده است . امیدوارم بتوان در این مورد کاری کنید .
6) مشکلات وزیر را می دانید : علل اینکه 82 نماینده ناگهان استیضاح را پس می گیرند چیست ؟ در عرض یکی دو روز چه چیزی عوض شد ؟ چه اتفاقی افتاده است ؟ لطفا شفاف بیان کنید.
7) مدیران انتخابی : این مورد هم باز بر می گردد به همان محور اول که چرا قوانین مصوب مجلس اجرا نمی شوداگر مدیران بوسیله معلمان انتخاب بشوند رغبت معلمان به کارشان بیشتر می شود . انتخابات در کشور ما زیاد برگزار می شود . چرا با این انتخاب در مدارس مبارزه می شود ؟ !
8) برخورد وزارت کشور با ما وعدم توجه دولت و تن ندادن به NGO ها و گروههای مدنی و حقوق شهروندی . وزارت کشور به تایید مجوزها و صدور مجوز ها هیچ توجهی ندارد . خیلی از مجوزها را باطل نموده اند و قدرت مردم را برای مشارکت در اداره ی کشور روزبروز محدودتر می کنند . اخیرا اعضای کمیسیون ماده ده مجددا انتخاب شدند . امیدوایم کمیسیون فعال شود و عمل کند و مجوز ها را تایید کنند .
9) کانون های صنفی معلمان و شورای هماهنگی بر قصد تعامل با مجلس در برنامه های خود تاکید دارند . ما تعامل و گفتگو با نمایندگان مجلس را در دستور کار خودقرار داده ایم و آن را موثر می دانیم . به خاطر تایید قانون مدیریت خدمات کشوری از شما تشکر می کنیم و با این مجموعه برخوردی خوشبینانه داریم.
n سخنان حاج بابایی :
n آقای حاج بابایی درخواست کرد با توجه به زمان اندک در ابتدا به همین بخش از گفته ها پاسخ های لازم را ارائه کند .
n حاج بابایی : کار قانون مدیریت خدمات کشوری روز 15 آذر امسال تمام است .
در ابتدا عرض کنم مجلس با هر گروهی که قصد تعامل داشته باشد تعامل می کند و ما هم از این موضوع استقبال می کنیم .
من اعتقادات خودم را عرض می کنم و مسائلی راهم قبلا یادداشت کردم که بگویم . اولا سعی کنید با وزارت کشور موضوع مجوز را به گونه ای حل کنید . ( با صحبت اولیه ی آقای حاج بابایی زمزمه هایی بین حضار صورت گرفت و در مجموع سوال این بود که آیا آقای حاج بابایی نمی دانند که ما هر چه از دستمان برآمده ائم از مکاتبه و رفت و آمد و حضور پی در پی مستقیم در وزارت کشور و گفتگو با مسئولین مربوطه اقدام نموده ایم ولی کوتاهی تعمدی از سوی آن وزارتخانه انجام می شود ؟! )
حاج بابائی ادامه داد :
در رابطه با قانون مدیریت خدمات کشوری در طول 13-12 سال هیچ چیز را به این اندازه برایش مایه نگذاشته ایم . مصوب کردیم و بصورت قانون در آوردیم . جلسات مکرری با شورای نگهبان, با آقایان جنتی – حداد – رئیس جمهور تشکیل دادیم و قبولاندیم که بازنشستگان هم باید باشند . حرف اول اجرای نظام پرداخت از سوی معلمان شروع شد ولی خوشبختانه همه ی کارکنان دولت ازهمت فرهنگیان از آن برخوردار می شوند . با این حال اعتقاد دارم که بازنشستگان بر معلمان هم اولویت دارند . خیلی بد است که بازنشسته ای 200 تومان پول بگیرد و پیش زن و بچه اش خجالت بکشد . برای شاغلین هم همین طور است ولی شاغل حداقل اعتبار شغلش را دارد ولی بازنشسته کارش را کرده و حالا باید وقت استراحتش باشد .
- ( در مورد قانون مدیریت خدمات کشوری ) بودجه سال 87 را که داشتیم مصوب می کردیم هر کس می گفت یک مبلغ پول می خواهد . مبالغ متفاوتی را برای آن اعلام می کردند. عموما برای اینکه اجرا نشود .من مثالی می زدم در مورد این رقم . مثل این است که یکی جایی بایستد و بگوید اینجا وسط کره ی زمین است و اگر دلیل خواستند بگوید متر کنید . هیچ کس نمی دانست که چقدر پول می خواهد .گفتیم به ما یک چیزی بنویسید بدهید تا حلش کنیم. به لطف خدا من فرمولی را پیدا کردم . فرمول این بود :
1. بودجه لازم برای شش ماهه اول چقدر می شود؟ گفتند نمی دانیم 2. در این مدت از اصل 44 چقدر کارخانه باید بفروشیم؟ باز هم جواب همان بود . گفتم این نمی دانیم را از این نمی دانیم بدهید .
بدهی های شش ماهه اول را( مابه التفاوت را) از فروش شرکتهای دولتی سهام بورس (نه سهام دولتی ) بدهید . می شود سریع فروخت و پول تزریق نمی شود . تورم هم ندارد . شش ماه دوم : 900تومان برای 5% اضافه کردنها گذاشته است . نرخ ارز را از 900 تومان 940تومان گذاشتیم . 1600 افزایش داده شد . 600 آن را به بهزیستی دادیم که مشکلاتشان را حل کنند . اینجا شد 1640میلیارد . این تصویب شد . رفت . مجلس هشتم شد . با دکتر لاریجانی صحبت کردم . کمیته ای تشکیل شد . من دبیر این کمیته ام . اولین موضوع بحث ساماندهی معلمان است . وزیر را دعوت کردیم .ثانیا هفته گذشته بحث لایحه مدیریت بود .
جمع بندی این شد : کار بازنشسته ها تمام شده است . هفته اول مهر ماه احکام یک سال را همراه با هم می دهند .( 6 ماه سال قبل را انجام داده اندهمراه با 6 ماه ابتدای امسال . ) شاغلین را قرار شد 15 آذر ماه بدهند . بازنشسته ها را اول مهر توافق کردیم . سهام جابجا می کنیم و پول نقد هم به آنها می دهیم .
( در این بین یکی از حضار تشکیک کرد که حاج بابایی تاکید کرد که مطمئنا این کار انجام خواهد شد)
در مورد بحث شاغلین : (در این موقع حاج بابایی کاغذی را از جیب خود در آورد و موارد زیر را از روی آن قرائت نمود ): بالای 70% از آئین نامه ها تدوین شده است . 68 آئین نامه , دستورلعمل و شیوه نامه – 53 مورد آئین نامه نمی خواهد .
یک ابهام داشتند اینکه ماده 64 گفتند خیلی سخت کرده کار را و ما باید به انداز ه ی آدم ها شغل تعریف کنیم . مثلا بایگان : بایگان شرکت نفت , بایگان آموزش و پرورش ... باید برای 3ملیون نفر احکام صادر شود . تمام تلاش ما این است که اصل قانون را اجرا کنیم . گفتیم اصل 64 اگر ابهام دارد بفرستید تصویب کنیم . اراده وجود دارد که اجرا شود . راه را نمی بندم به خودم . می روم تا بشود . قرار بر این شده که ببینیم ابهامات کجاست . برطرف شود . طبق روال کارها دارد شکل می گیرد . رسما اعلام کردم هرگونه پرداخت یک ریال خارج از چهارچوب لایحه خدمات کشوری غیر قانونی است . نمی شود 5% یا 6% به کسی اضافه کرد . غیر قانونی است .
n حاج بابایی : دولت بزودی برای کسری بودجه لایحه می دهد .
کسر بودجه آموزش و پرورش : 6700 تا گفته اند که 1000 تای آن اصلاح شد . 1700 تا بر می گشت به کسانی که پیش از موعد بازنشسته می شوند . الان تقریبا 5 تا است . این هم 3 تاست چون 2 تا برمی گردد به آخر سال که همه وزارت خانه ها کم دارند و دولت یک متمم می آورد و همه را انجام می دهد . دولت برای آن باید لایحه بیاورد . ابتدا دولت می گفت شما طرح بدهید . گفتیم شما لایحه بدهید موافقت شد که دولت لایحه بیاورد . دولت مترصد انجام این کار است . با پی گیری هایی که می شود برای کسری بودجه به مجلس لایحه می آورند. آموزش و پرورش هم بلد نیست خرج کند . منظورم معلم نیست . آنهایی است که بودجه در دستشان است . آموزش و پرورش به اصلاح ساختار نیاز دارد اما نه این اصلاح ساختار . اصلاح ساختار معنایش فرق می کند . اصلاح ساختاری که شخصیت و جایگاه به معلم بدهد .
n حاج بابایی : وزیر ایرادات طرح ساماندهی را پذیرفت و قول داد در مهلت داده شده آنها را رفع کند و می کند .
برای ساماندهی جلسه گذاشتیم و بررسی کردیم . وزیر پذیرفت . اصلاح کرد اشکالات را . 7 مورد اصلاح بود که پذیرفت . قرار شد عمل کند و عمل هم می کند .
یکی از حضار : وزیر گفت من هیچ وعده ی خاصی به مجلس نداده ام .
حاج بابایی : شما هم اگر جای وزیر بودید همین را می گفتید .
در مورد حق التدریس ها گفت من معلم نیلز ندارم . پذیرفت 10000 نفر را مشکلش را حل کند و پی گیری می شود .
به وزیر گفتم ساماندهی نیروی انسانی آنچه شما کردید نیست . آموزش و پرورش را مکانیزه و به روز کنید . یکباره نمی شود ! 5 سال طول می کشد .70000 نفر را بازنشست می کنی به جایش 20000 نفر می گیری . نباید سر به سر کسی بگذارید .
یا برای مدارس روستایی یک مجتمع مرتب بسازید با امکانات و چند مینی بوس . معلم ها را در آن جمع کنید ودانش آموزان از روستاهای مختلف با سرویس بیایند و بروند . آن موقع اگر مدارس را جمع کنی با این امکانات خوب همه راضی خواهند بود . این راهش است . شلوغی مدارس دلیل دارد . باید تا پایان سال 4 ملیارد دلار در آموزش و پرورش هزینه شود . اگر شلوغی به این دلیل باشد اشکال ندارد . کوتاه مدت است و نتیجه دارد . مدارس زیادی بازسازی می شوند .
n حاج بابایی : آموزش و پرورش بیمار نیمه جان !
در مورد 14 مهر و احکام من ورود قضایی پیدا نمی کنم . من اعتقادم این است که هر نظامی در دنیا خودش را حق می داند . چه نظام ما باشد و چه نظام های دیگر . هر نظامی دنبال نگاه داشتن خودش است . قطعا در حرکتی که فکر کند خطر دارد سعی می کند از خودش دفاع کند . در مورد آموزش و پرورش می دانیم که یک بیمار نیمه جان است . جایگاه معلمان اما آنقدر سنگین و وزین است که خیلی کارها را از جایگاه معلمی می شود پی گیری کرد . معلم ها توان آن را دارند که روی نماینده ها تاثیر بگذارند . جایی نیاز به کارهای تندتر دارد که این جمعیت و جایگاه وجود نداشته باشد . من توصیه ام این بوده همیشه . من می گویم انشاء ا.. بین معلم ها هیچ معلم بدی نیست اما در هر قشری خوب و بد هست . من می گویم حتی برای آن بد هم احترام قائلم . سعی کنیم جایگاه معلم را به هر شکل نگاه داریم .
استیضاح : استیضاح جنبه های گوناگون دارد . گاهی می خواهیم کسی را استیضاح کنیم . چند تا سوال پیش می آید : 1- چه کسی به جای او می آید ؟2- چه نفعی دارد ؟3- زمان استیضاح درست است یا نه؟ و .. من قبل از اعلام وصول استیضاح جلسه گذاشتم . آقایان آمدند . 100 نفر نماینده متناوبا آمدند . همه حرف زدند . بحث کردند . قرار شد 1- مشکل حق التدریس را حل کند 2- لایحه برای کسری بودجه بیاورد 3- ساماندهی را درست کند . زمان هم گذاشتیم . نمایندگان گفتند ما می خواهیم استیضاح بکنیم . گفتم هر چه می خواهید بکنید . مسائلی که قرار شد وزیر حل کند بحث معاونت مدارس را را حل کند – حق التدریس مدیران – اضافه کاراداری ها – مدارس زیر 15 نفر – مامور به تحصیل ها – غیر انتفاعی ها – حق التدریس ها را 10000 تا را قرار شد فکر اساسی کند .
--- مجلس با شما و کسانی به هر شکل با مجلس قصد تعامل داشته باشند قطعا همین نظرو دیدگاه را دارد . این که وزیرنپذیرفته و صحبت نکرده نظرشان را نمی دانم و با ایشان قطعا صحبت می کنم .
باغانی : ما یک نوبت داریم . 3 بار وقت گرفتیم که دو بار آن گذشت و دیداری صورت نگرفت . وقتی را به شورای هماهنگی بدهند .
در ادامه ی برنامه آقای بهشتی از حاضرین خواست تا در فرصت باقی مانده مسائل مربوطه را مختصرا طرح نمایند :
þ چرا از صندوق ذخیره ارزی برای مشکل آموزش و پرورش برداشت نمی شود ؟ شاهدیم که به انحاء مختلف مبالغ سرشاری از صندوق ذخیره ارزی برداشت می شود ولی وقتی نوبت به آموزش و پرورش می رسد این کار را انجام نمی دهند . ای کاش یک بار برای همیشه مشکلات بودجه ای عقب مانده آموزش و پرورش را از این راه حل می کردند . حرفی که رئیس دولت گفت و به آن عمل نکرد . موارد متعددی را دولت و نمایندگان برای سایر ارگانها از صندوق ذخیره پول در آورده اند ولی در آموزش و پرورش که سنگ بنای توسعه است همیشه طی سالهای متمادی هر سال کسری بودجه داشته ایم .در حالی که در سایر ارگانها خیلی این بحث را نداشته ایم . از شما دعوت می کنم به مدرسه شیخ مفید در افسریه تهران (منطقه 15) تشریف بیاورید . شما سابقه معلمی دارید در یک کلاس 45-44 نفره ببینید می توان ریاضی تدریس کرد ؟
حاج بابایی گفت : اگر ما پیشنهاد دریافت از صندوق را بدهیم عواقب دارد . آن وقت اگر تورم ایجاد شود دولت می گوید به خاطر برداشتی است که شما کردید . از طرفی اگر برداشت بخواهد صورت بگیرد سایر وزارت خانه ها هم هستند و می گویند ما هم می خواهیم . من نماینده ی تمام اقشار جامعه هستم و باید به فکر همه بود .
þ آقای حاچ بابایی از اشخاصی هستند که خیلی مستقل و آزادانه حرفهای خود را می زنند . این قابل تقدیر است . امیدواریم به همت ایشان و همکارانشان شرایطی در کشور ایجاد شود که این حق برای تمام افراد جامعه ایجاد شود و همه بتوانند آزادانه نظرات خود رابیان کنند . چرا آموزش و پرورش آمار نمی دهد ؟ آمار مردودی ها را بدهد . متاسفم که بعد نظارتی مجلس اینقدر ضعیف و فشل شده است . آیا پرسیده اید چرا در حق آموزش و پرورش این همه کوتاهی شده است ؟ ! آمار مردودی که اعلام شد یک چهارم کل دانش آموزان کشور( 4000000 نفر) اعلام شده که امروز قطعا بیشتر هم شده است . بنابراین از وزارت خانه بپرسید چه شده است؟ ! نیاز اولیه معلمان این است که وقتی نمایندگانشان برای شرکت در یک جلسه به تهران می آیند واقعا امنیت داشته باشند . جلوی اینها را نگیرند تا ساعت 10 شب . خانواده شان چشم انتظارشان باشند . چرا حق اجتماعات که حقوق اولیه است رعایت نمی شود !! به عنوان نماینده ملت از رئیس دولت بپرسید که چرا اصل برگزاری اجتماعات و تجمعات را دولتی که قسم یاد کرده برای قانون اساسی اجرا نمی کند ؟در مورد قانون خدمات رئیس جمهور مخالف است . اگر یک گام هم مانده باشد آشکارا می ایستد و ممانعت می کند . 15 آذر که هیچ با این روند که پیش می رود این لایحه برای امسال هم اجرا نخواهد شد . من البته از این مجلس انتظار هم ندارم . ونمی بینم که بتوانند دولت را مکلف به اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری کنند . اگر دولت تا 15 آذر ماه قانون را اجرا نکرد با ید از قانون مراقبت شود و نظر امام این است که به ملت توصیه کرد هرگاه دیدید مسئولین به وظایف خود خوب عمل نمی کنند مکلفید که از آنها بخواهید و امر به معروف در خانه نشستن نیست . احزاب و تجمعات است . ما به وظیفه قانونی و شرعی خود عمل می کنیم.
þ در مورد وزیر با کانون های صنفی صحبت و مشورت شود . به جرات می شود گفت سه ماه از وقت نیروی انسانی در ادارات را به خاطر بخشنامه نیروی انسانی بیهوده ضایع کردند و از طرفی فکر معلم را مشغول کردند . چرا وزیر از اطلاعات بدنه استفاده نمی کند ؟
þ آقای حاج بابایی شما در زمانی که عضو هیئت رئیسه نبودید برای فرهنگیان همت بیشتری به خرج می دادید ولی اکنون دیگر صدایی از شما در نمی آید ؟
þ بحث مدیریت ها . در آموزش و پرورش مدیریت به گونه ای است که اگر 5 لیوان آب بیاورند 3 تا را می ریزند دور و 2 تای آن به مصرف می رسد . اگر مدیریت ها درست شود بخشی از هزینه ها تعدیل می شود . بحث دیگر مصوبه 573 یعنی انتخاب مدیران توسط معلمان است . کار معلمان را به دست خودشان بدهیم . قانونی را که مجلس تصویب کرد یک وزیر آمد یک ایرادی رویش گذاشت و خودش آن را رد کرد ودیگر اجرا نمی شود . دیگر اینکه مجلس مصوبه ای بدهد که یک وزیر آموزش و پرورش حداقل 15 سال سابقه تدریس داشته باشد تا گچ وارد خونش شود و درد معلمان را بفهمد . آقای حاج بابایی این ها که گفتم که هیچ کدام بودجه ای نمی خواهد . می خواهد ؟
þ شما از آموزش و پرورش فاصله گرفته اید . این که این آقا گفته من قول می دهم را رها کنید . این قول روی کاغذ است . بیایید وضع مدارس را ببینید که واقعیت است .آستانه تحمل همه انسانها حد و حدودی دارد . کدام صاحبخانه صبر می کند تا مزد امسال معلم را سال آینده بدهند ؟!
þ سال 85 معلم ضرب و شتم شد . به چشم خودم دیدم زن معلمی را که صورتش را کشیده زدند! ! چادرش را کشیدند!! هیچ دلجویی اتفاق نیفتاد!!! آقای دکتر اجحاف شده .
در اوین به ما گفتند در فضای متشنج به حقوق شما توجه نمی کنند . یک سال صبر کردیم . دیدیم هر چه ما بیشتر سکوت می کنیم عرصه را تنگ تر می کنند . فهمیدیم همین اندکی هم که به اوضاع معلم رسیده اند از ایستادگی و مقاومت آن سال رسیده است . به حدی دروغ می گویند !! در 12 اردیبهشت برای بزرگداشت دکتر خانعلی اولین شهید صنفی جامعه ی فرهنگیان که بعد از انقلاب بر روی مزارش عنوان شهید را نگاشته اند رفتیم . دیدیم از هر چیزی استفاده می کنند که صدای اعتراض ما به جایی نرسد . کنگره شیخ مفید برگزار کردند در همانجا . صد تا صندلی چیدند همه خالی !! گفتند این ها که آمده اند برای شیخ مفید آمدند . صدای باندها و سیستم های صوتی را 3 ساعت قبل از زمان اعلام شده برای مراسمشان با اشعار آغاسی تا ته بلندکرده بودند و اجازه ندادند ما از یک بلندگوی دستی استفاده کنیم . وقتی بچه ها از مزار خارج می شدند خودکار یادبود به دستشان رسید دیدیم نوشته کنگره شیخ مفید 15 اردیبهشت !!! دولت اجازه ی ابتدائی ترین گفتمان ها را به ما نمی دهد .
جق الزحمه ی اندکی را که می خواهند به فرهنگیان بدهند ده ها بار اعلام می کنند . دروغ می گویند برای فریب افکار عمومی . همین ماشینی که اخیرا اعلام کردند به معلمان می دهند و رویش اینهمه مانور تبلیغاتی شد : اولا به همه تعلق نمی گیرد . باید بیش از 50% مبلغ را ابتدا بدهیم . باید عضو صندوق ذخیره باشی . یک ملیون تومان نزول پول باقی مانده را به مبلغ اضافه می کنند . آقای دکتر گله مندیم . مسامحه را بگذارید کنار . من هم اصول گرا هستم . ولی آیا رسیدگی به حقوق مردم اکنون خارج از اصول محسوب می شود ؟
þ دیروز صبح زود رسیدم . از دیشب مسافر بودم . در مترو از پله ها که آمدم بالا یکی گفت معلمی ؟ گفتم بله . گفت برویم ! ما را بردند سوار ماشین کردند . تهمت ها و حرفها که به ما زدند . از انواع و اقسام تهمت ها , دروغ ها , اهانت ها ... با این موی سفیدم و بیماری که دارم ... لازم بود دستشویی بروم از ساعتی که اعلام کردم 5 ساعت نگاهم داشتند . گفتند نمی شود . چه کار خلافی انجام دادم ؟ بله ... هر حکومتی طالب این است که خود را نگاه دارد . هر ملتی هم حافظ منافع خودش است . اگر حاکمیت با منافع مردم در تضاد و تعارض نباشد و اگر همسو باشد به نتیجه می رسد . اگر در تعارض باشد , اگر در دو سو باشند به نتیجه ی مطلوبی نمی رسند . حاکمیت هم متضرر می شود . چه مقدار صبوری از خودمان نشان بدهیم ؟ چهار سال است دفعه چندمی است که بازداشت شده ام . به جرمهای واهی مثل ماده 618 یعنی اراذل و اوباش یا ارتباط با بیگانگان و... من مدتهای مدیدی در جبهه بوده ام . برادرم هنوز که هنوز است جنازه اش بر نگشته است . اینطور نیست که ما قانون شکنی کنیم. را ههای قانونی را طی می کنیم . از قرآن درس بگیریم . در سوره بقره وقتی ملائک به خدا انتقاد می کنند خدایا چرا آدم را خلق کردی ؟ خدا نمی گوید بگیرید . ببندید اینها را . وقتی به خدا اعتراض می شود بر نمی تابد . خدا استدلال می کند. این مجموعه هیچ انتقادی را بر نمی تابد . از وظایف مجلس نظارت بر اجرای قانون است . من 11 ماه است حقوق نگرفتم . هیچ حرکت تندی نشان ندادم . چرا هیچ مرجع قانونی عکس العمل نشان نمی دهد ؟ ببینم هیچ کس توی نظام پیدا می شود رسیدگی کند ؟ ! نمی گیرم تا بررسی کنند که آیا این رای عادلانه است؟ آیا رای تبعید برای آقای مجیری عادلانه است ؟ بیایید ببینید چه کسانی این کارها را میکنند ؟ بیایید ببینید و تحقیق کنید بسیج فرهنگیان و سرپرست بسیج فرهنگیان نظرشان در مورد ما چیست ؟ چه کسانی این آراء را صادر کردند ؟ وا.. مسئولید . بدانیم که خداوند در کمین ستمکاران است .
þ امنیتی کردن نظام و پلیسی کردن جامعه به حیثیت نظام لطمه می زند . امنیتی اثر گذار است که پایدار باشد . به خواسته های مشروع جامعه تن بدهند . نه اینکه هر کس حقش را خواست برخورد کنند و بعد از 30 سال با بی قانونی با بهانه امنیت مقابل مردم بایستند . چرا به فسادی که در بدنه ی آموزش و پرورش رسوخ کرده توجهی نمی شود ؟ چه کسی در مورد عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان پاسخگو است ؟
þ حرفهای زیادی دارم که بگویم ولی در این فرصت اندک به مهم ترینشان بسنده می کنم و مابقی را برایتان فکس می کنم . در مورد مجوز کانون هر چه لازم بوده ما انجام داده ایم ولی وزارت کشور بعد از دو سال و اندی هنوز عمدا کار را متوقف نگاه داشته است . متاسفم که باید بگویم نظام ما روز بروز در حال فاصله گرفتن از مردم است . عده ای از جلد دین دستاویزی ساخته اند تا هر کس را که از حق و عدالت جویی دم میزند سینه ی دیوار بگذارند و به او انگ بزنند . ولی مردم درک این را دارند . وقتی ما به زندان رفتیم و بیرون آمدیم محبوبیتمان چند برابر شد .متاسفانه وزارت اطلاعات پا در کفش معلم ها کرده است . اینها از جان معلم ها و دانشجویان و کارگران چه می خواهند . مگر ما چیزی خلاف شرع می خواهیم ؟ مشکل چیست که با قیمت بالای نفت حقوق اینها روی زمین مانده است ؟! تعبیر شما چیست که مردم کانون را می خواهند ولی دولت آن را نمی خواهد ؟ آقای دکتر من از شما می پرسم . نظام اسلامی باید معلم تبعیدی داشته باشد ؟ ! آیا ما باید در نظام اسلامی معلم زندانی داشته باشیم ؟ متاسفم که درد نمایندگان درد مردم نیست . وقتی آقای مشاعی که از مسئولین رده های میانی است یک حرف بی ربط میزند مجلس یک تشکیلات را از هم می پاشاند و حتی می خواهد رئیس جمهور را به استیضاح بکشد . من از شما سوال می کنم . آیا درد مردم مااین یک کلام حرف آقای مشاعی است ؟ آیا مسائل مهم دیگری در این بین وجود نداشت که مجلس در مقابل آن اینگونه فریاد بزند ؟ وقتی معلمان کشور را به زندان می اندازند این چه سکوتی است که شکسته نمی شود ؟ آقای حاجی بابایی معلمان از شما انتظار دیگری دارند . اگر شما جزو هیئت رئیسه ی مجلس هستید از حمایت معلم ها بوده است . معلمان همان حاج بابایی را می خواهند که فیش حقوقش را در اعتراض و حمایت از معلم روی پانل مجلس میزد و می گفت نمایندگان دیگر هم اگر راست می گویند این کار را بکنند . تریبون شما برای ما اهمیت دارد .الان تریبون دست شماست . ما هیچ تریبونی نداریم. متاسفانه تا زمانی که عرصه در دست جناحی نیست حرف مردم را می زنند ولی وقتی عرصه به دستشان آمد مردم غریبه می شوند . چرا ؟ ازمشکلاتی که بخشنامه ساماندهی ایجاد نموده و هنوز هم درحال اجراست آمار بالای کلاس هاست . معلمان مصاحبه های شما را دنبال می کنند تاببینند چقدر به مسائلشان اهمیت می دهید ؟
þ من برای بیان نظرم مثالی می زنم . یک جا اهانت به نیروی خدماتی در یک اداره اهانت به نظام تعبیر می شود اما گویی در یک جای دیگر اهانت به کارمند بلند پایه همان مجموعه ایرادی ندارد . ما وقتی بازداشت شدیم گفتیم در جلسه ی عصر ما قرار ملاقات با نماینده ی کمیسیون امنیت ملی مجلس را داریم . شروع کردند به فحاشی و دشنام گویی به آن نماینده . گفتیم فردا با عضو هیئت رئیسه مجلس دیدار داریم . باز شروع کردند به فحاشی . آیا حق دارند هر گونه می خواهند عمل کنند ؟ چه قانونی در این میان حکمفرماست ؟
حاج بابایی در پایان گفت : آن زمان کسی به حرفم گوش نمی داد . مجبور بودم داد بزنم .الان جایگاهی که دارم همان کار را دارم انجام می دهم . بیش از گذشته ولی در موقعیتی هستم که لازم نیست فریادبزنم . هر موقعی برای رسیدن راهی وجود دارد . برای من پیشرفت امور مطرح است . هیچ لحظه ای از کار معلمان و کار نظام هماهنگ فارغ نمی شوم . جزو ناقد ترین نمایندگان مجلسم ولی همیشه انصاف را رعایت می کنم و اگر بخواهند 290 نفر را به خاطر رسیدگی کم تر به امور معلمان اعدام کنند مرا نفر آخر اعدام می کنند . آرای کمی از من متعلق به فرهنگیان است شاید حدود 5% . من 120000 رای آوردم نفر قبل از من حدود 20000رای . این به خاطر آن است که مردم همدان می بینند هنوز هم من و پدرم زندگیمان تغییری نکرده و همان وضع اقتصادی سابق را داریم . من هنوز هم با آموزش و پرورش ارتباط دارم و فاصله نگرفته ام. حتی به مدارس روستایی حوزه انتخابیه ام هم سر می زنم. حاچ بابایی در پایان اظهار امیدواری کرد که در جلسه ی دیگری بتواند در کنار معلمان حضور داشته باشد و به تبادل نظر با یکدیگر بپردازند و قول داد که مباحث مطروحه را منتقل کند .
برگرفته از "گویا نیوز"
عريف دقيق جرم سياسی و پيرو آن زندانی سياسی در هيچ جای قاموس حقوقی - کيفری جمهوری اسلامی مشخص نشده که به تابع آن در مظان هرگونه اتهام ناسره و نامربوط قراردادن شخصی که طبق استانداردهای حقوقی معقول در جهان متهم سياسی به شمار می آيد امری رايج باشد ، اساساً در جايی که بعضی ها خود را فراتر از قانون ميدانند ، بدون داشتن تحصيلات آکادميک حقوقی يا سياسی خود را بهترين و نادرترين سياستمداران و عالمان علم قضا به حساب می آورند و عملکرد سياسی خود را نيز تنها آلترناتيو سياسی در زمان غيبت امام زمان (عج) دانسته و به طبع تمامی اقشار جامعه ايران را پيرو محض و مطيع سياستهای خود پنداشته و نتيجتاً هيچ مسلک و شيوه سياسی را به رسميت نشناخته و بالاتر از آن برای بقيه آحاد ملت نيز مجاز و روا نميدانند . بنابراين جای تعجب نيست که اين عده با فراق خاطر کامل کسی ديگر را به جز خود صاحب صلاحيت اظهار نظر در امور سياسی نداند مگر آنکه به تائيد يا تمجيد رياکارانه از آنها پرداخته و اظهار علنی هيستريک حمايت خود را از سياستهای رسمی اين طبقه دستمايه سودای رسوای خويش قرار دهد .
فعالبت سياسی به معنای مصطلح و رايج عصيان نيز از طرف اين گروهها تنها برای کسانی که از اسلام سياسی ، تمام جنبه های انسان ساز ، لطيف و روحانی با قوانين مدون و محکم جهت پی ريزی جوامع سالم و با نشاط بشری را يکجانبه به کناری گذاشته و بنا به گفته خود با تفکر ايام آغازين ظهور اسلام فقط " الجنة تحت ظلال السيوف " و " النصر بالرعب " را فرا گرفته اند ، بنابراين جای تعجب نيست که در نظام نظری و حقوقی اين عده مصاديق فعاليت سياسی ، جرم سياسی ، اتهام سياسی و زندانی سياسی احصا نشده است .
سخن کوتاه آنکه ، اينجانب فرزاد کمانگر بعنوان يک شهروند ايرانی دارای حقوق مشروع و عرفی پذيرفته شده در قانون ايران و جهان و بعنوان کسی که وزارتخانه آموزش و پروش همين حاکميت اينجانب را صاحب صلاحيت تعليم به فرزندان اين آب و خاک دانسته ، اکنون طبق رول معمول حقوق بين الملل ، طبق اعلاميه جهانی حقوق بشر و طبق تعاريف مقبول خردورزان سياسی در جهان خود را مصداق بارز و کامل يک زندانی سياسی ميدانم که از بد حادثه در بد زمان و بدمکانی که تعريف ساده از جرم سياسی در لفاف عناوين عجيب و شگفت ، نظير حرب با خدا ، افساد فی الارض ، اقدام عليه امنيت ملی به تنگ نظرانه ترين و غير دموکراتيک ترين وجه گرفتار آمدم ، توجه خوانندگان را به موارد مطروحه زير جلب مينمايم تا سير دادرسی در مورد پرونده من در دستگاه عدالت فعلی ايران روشن تر شود :
۱-اينجانب در تاريخ ۲۷/۵/۸۵ در شهر تهران به دليل تحت مظان قرار داشتن به فعاليت سياسی غير مجاز بازداشت شدم ، عليرغم تصريح قانون اساسی به حق متهم مبنی بر داشتن وکيل ۱۶ ماه از اين حق محروم بودم ، يعنی بعد از ۱۶ ماه تحمل سخت ترين انواع شکنجه تحت لوای بازجويی که برخلاف موارد مطروحه در قانون حفظ حقوق شهروندی بوده و شرح کوتاهی از آن را در رنجنامه ای که قبلاً نگاشتم ذکر شده است . البته لازم به ذکر است که در شهر کرمانشاه دادستان انقلاب وقت ضمن بی اعتنايی به اصل تفهيم اتهام با صدور دستور به ضابطين قوه قضائيه خواستار تداوم شکنجه و فشار بيشتر جهت پذيرش گناه مرتکب نشده اينجانب شد (که اگر بازپرس شعبه ۱۴ امنيت تهران دستور بازگشت ما را به تهران نميداد بی گمان زنده نبودم) و حتی کار را به آنجا رسانيدند که مراحل آغازين تشکيل پرونده به گفته خودشان انجام "تحقيقات فنی " هنگامی که نه جرمی ثابت شده و نه جلسه دادرسی برگزار شده و بدون داشتن وکيل هرگونه اتهامی را به اينجانب وارد می ساختند و صراحتاً و با کمال خوشحالی از صدور حکم اعدام من خبر ميدادند.
۲-در خلال دوره ۱۶ ماهه در کارخانه متحول سازی وزارت اطلاعات و بعد از اعزام از کرمانشاه به تهران دفعتاً وطی يک عمليات محيرالعقول عناوين اتهامی قبلی اينجانب نظير عضويت در حزب پزاک ، حمل مواد منفجره ، اقدام به شروع بمب گذاری و حتی بمبگذاری از نامه اعمال من محو شده و اتهام خلق الساعه جديدی به نام عضويت در حزب کارگران کردستان ترکيه ؟!!! برايم تجويز شد . البته بنا به عادت مافی السبق بدون هيچگونه مستند و مدرکی ، حتی جعلی و ظاهری .
۳-در همان ايام مذکور شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران معلوم نيست که چرا و چگونه ناگهان قرار عدم صلاحيت خود به طرفيت دادگاه انقلاب سنندج را صادر نمود.
۴-تحمل نزديک به دو ماه انفرادی همراه با شکنجه های وحشتناک توسط مسئول بازداشتگاه اطلاعات سنندج که مشخص نبود اعمال اين حجم عظيم فشار و شکنجه به چه جهت و در خدمت کدامين هدف و مقصود بود ؟ چرا که در طول اين مدت نه تفهيم اتهام جديدی شده بودم و نه حتی يکبار ، يک سئوال جديد هم از من پرسيده شد و سرانجام اين قصه صدور قرار عدم صلاحيت اين بار به طريق معکوس از طرف دادگاه انقلاب سنندج به طرفيت شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران تکرار شد ، گويا حضرات به اين نتيجه رسيده بودند که تنوعی در اعمال شکنجه اينجانب قرار دهند و طبعيت مهرپرور و مهرورز خود را در هر سه مرکز استان به من نشان داده و ترجيحاً به من فهمانده شود ، به هر کجا که روی "آسمان همين رنگ است"
۵-و بالاخره ميرسيم به اوج شاهکار اين سناريو امنيتی - قضائی ، يعنی مرحله تشکيل دادگاه ، مرحله تشکيل جلسه دادرسی و نهايتاً صدور حکم ، البته خواننده متوجه باشد که دستگاه قضائی در هجدهمين ماه پس از دستگيری به اين نتيجه رسيد که اتلاف فرصت ديگر کافی است و اين پرونده بايد سريعاً ختم به خير شود و اين نيت خيرخواهانه حتی به جلسه دادگاه نيز سرايت نمود و اينجانب در طی کمتر از ۷ دقيقه (بله درست خوانديد ، فقط هفت دقيقه) که ۳ دقيقه آن صرف قرائت کيفر خواست گرديد ، مستحق اعدام تشخيص داده شدم ، آنهم در دادگاهی که طبق نص صريح اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی بايد به شکل علنی با حضور وکيل و در حضور هيئت منصفه برگزار ميگرديد ، که هيئت منصفه و علنی بودن دادگاه فوق هيچگونه مفهوم و وجود خارجی نداشته و حتی به وکيل اينجانب نيز قبل از دادگاه و در هنگام دادگاه اجازه صحبت کردن حتی در حد سلام و عليک با من را ندادند و حتی فرصت قانونی دفاع از من را نيز پيدا نکرد . قابل ذکر است در کيفرخواست فقط اتهام عضويت در پ.ک.ک در دادگاه به من ابلاغ شد.
۶-قاضی پرونده يکماه بعد، طی يک پروسه تشريفاتی هنگام ابلاغ حکم به اينجانب صراحتاً اعلام نمود که وزارت اطلاعات قبل از صدور حکم دادگاه محاربه تو را مسلم و قطعی تشخيص داده و حداقل حکم مورد انتظار را اعدام دانسته ، البته اين موضوع چندان برای من تازگی نداشت زيرا که تمامی بازجويان اطلاعات در هر سه شهر از همان روزهای آغازين بازجويی پيشاپيش تاکيد موکد داشتند که "ما تشخيص ميدهيم که چه کسی چه حکمی بايد بدهد و حکم تو نيز بايد اعدام باشد" (عين گفته بازجوهای پرونده)
توجه به موارد مشروحه فوق که فقط مشتی از خروار است برای عبرت گيرندگان مايه تاسف است ،چرا که دستگاه اطلاعاتی - امنيتی کشور با نقض مکرر و فاحش نص صريح قوانين مصوبه جمهوری اسلامی و در راس آن اصول قانون اساسی مانند اصل ۲۰ (يکسان بودن همه در برابر قانون)، اصل ۲۳ (ممنوعيت تفتيش عقايد) ، اصل ۳۵ (داشتن حق وکيل) ، اصل ۳۷ (اصل برائت) ، اصل ۳۸ (ممنوعيت شکنجه) ، اصل ۳۹ (ممنوعيت هتک حرمت و حيثيت ) ، اصل ۵۷ (استقلال قوا) ، و اصل ۱۶۶ (مستدل و مستند بودن احکام) ، اصل ۱۶۸ (علنی بودن دادگاه جرايم سياسی) و نقض قوانين حقوق شهروندی ، نقض آئين دادرسی و نقض آئين نامه داخلی سازمان زندانها ، از يکطرف ، يکسره خط بطلان برآنچه که در متن قوانين جمهوری اسلامی ذکر شده ميکشد و از طرف ديگر در مقام زننده اتهام - بازجو - بازپرس ، دادستان و قاضی قرار گرفته و نهاد به ظاهر زير مجموعه قوه مجريه بسی بالاتر از قوه قضائيه برای خود شان قائل است گويا "پريرو تاب مستوری ندارد ، در ار بندی سر از روزن درآرد"
چنين به نظر ميرسد صدور احکام سنگين برای فعالان مدنی در مناطق کردنشين مقابله ای جدی برای سرکوب اين حرکتهاست و صدور احکام اعدام ما نيز بنا به ملاحضات سياسی و مقاوله های سياسی با احزاب تازه به قدرت رسيده (شما بخوانيد تازه مسلمان) يکی از همسايگان غربی است که در کشتارهای قومی يد طولايی از ۱۹۱۵ تا کنون دارد ، اين حکم اعدام نوعی پيش کشی سياسی و کرنشی منفعلانه و ذليلانه از طرف يکی از شرکای همخوابگی ايدئولوژيکی به شريک ديگر است که البته عليرغم به ظاهر واحد در هدف ، و تبين مسير ، نظرات کاملاً متنافری از هم دارند .
حال با توجه به آنچه که شرحش دادم ، آيا من شايسته حکم اعدام بوده ام ؟ و آيا اينجانب جهت حفظ زندگی خود بايد تقاضای عفو نمايم ؟ عفو و عذر تقصير از چه و به که ؟ آيا آنانی که حتی قانون مکتوب خود را به کرات زير پا گذاشته و به قانون نانوشته و خودسرانه خود حکم به شکنجه و اعدام ميدهند ، در اين راه با دست و دلبازی تمام زندگی بخشش ميکنند به درخواست عفو مستحق تر نيستند ؟
فرزاد کمانگر
زندان رجايی شهر کرج
بند بيماران عفونی و متادونی
۲۵/۴/۸۷
فرزاد کمانگر در پیام کوتاهی از زندان در این مورد صدور حکم اعدامش گفت:
"این حکم به من ابلاغ شده و مسئولان اجرای احکام و زندان از من خواسته اند تا درخواست عفو بنویسم ؛اما من اساسا هیچ گناهی مرتکب نشده ام که درخواست عفو بکنم."
فرزاد کمانگر افزود: "می خواهند روحیه من را تضعیف بکنند اما باید بگویم که حال و روحیه من بسیار خوب است. تاکید من فقط این است که هیچ گاه عضو هیچ حزب و گروه سیاسی نبوده ام. این فقط یک اتهام است. من همان قدر که می توانم عضو گروه ببرهای تامیل باشم، همان قدر هم عضو پ ک ک بوده ام. آنها می خواهند من را قربانی کنند. جالب است که اعضای پ ک ک وقتی در ایران بازداشت می شوند، اعدام نمی شوند. در ترکیه هم اعدام نمی شوند اما من با آنکه عضو این گروه هم نبوده و نیستم، به اعدام محکوم شده ام. من از مرگ هراسی ندارم و از همه مردم ایران و همه آنانی که برای آزادی من تلاش کرده اند صمیمانه تشکر می کنم".
خلیل بهرامیان وکیل فرزادکمانگر هم در همین ارتباط به خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان گفته است: "هر چند کتبا تایید این احکام به من ابلاغ نشده اما در مراجعه ای که به دادگاه انقلاب داشتم، شفاها آن را تایید کردند، به همین دلیل من هنوز از جزییات حکم جدید آگاهی کامل ندارم".
خلیل بهرامیان همچنین به خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان گفته: "در مورد دادگاه بدوی، اصلاً دادگاهی تشکیل نشد. دادگاهی چند دقیقه ای که اصلاً فرصت دفاع ندادند؛ من از تمام پتانسیل قانونی برای اعتراض استفاده خواهم کرد، اما اگر اینجا جواب قانع کننده ای مبنی بر تبرئه ایشان دریافت نکنم، به دادگاه لاهه شکایت خواهم کرد".
فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی پیشتر از سوی شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران، به اتهام عضویت در حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک ) و محاربه به اعدام محکوم شده بودند. صدور این احکام اعتراضاتی را دامن زد و بالاخص حمایتهای گسترده ای از فرزاد کمانگر به عمل آمد؛ چرا که وی پیش از بازداشت، سابقه فعالیتهای مدنی مسالمت آمیز داشته و با برخی از این نهادها در کردستان همکاری کرده بود. بعلاوه روند بازجوییها و دادگاه فرزاد کمانگرهم اعتراض سازمانهای مدافع حقوق بشر را به همراه داشته است.
فرزاد کمانگر بارها با انتشار نامه هایی از زندان، به شرح شکنجه هایی پرداخته که در زندان و برای گرفتن اعتراف متحمل شده و در آنها بر بی گناهی خود اصرار ورزیده است.
در همین حال مادر فرزاد کمانگر پس از تایید حکم اعدام فرزندش در دیوان عالی کشور گفته است: "فرزاد یک انسان عزیز و دوست داشتنی است که برای آزادی مردم فعالیت می کرد. من از همه احزاب و نیروهای مترقی، از همه رسانه های خبری دعوت میکنم، کمک کنند فرزند من از اعدام نجات یابد. فرزاد فقط فرزند من نیست، او فرزند همه مردم ایران است و من از همگان دعوت می کنم که دست به دست هم داده و از انسانیت دفاع کنند. کاری کنند فرزاد عزیز من از اعدام و زندان نجات پیدا کند".
پس از فرزاد كمانگر حكم اعدام معلمي ديگر صادر شد!!!
فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر به همراه علي حيدريان و فرهاد وکيلي از فعالان سياسي کرد که در ارديبهشت ماه سال 85 بازداشت و در اسفندماه سال 1386 و در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديده بودند ، ۲۱ تیر ماه تائيد احکام اوليه در ديوان عالي کشور توسط اجراي احکام به آنان ابلاغ گرديد که فرزاد کمانگر به اعدام ، علي حيدريان و فرهاد وکيلي نيز هر کدام ده سال حبس و اعدام محکوم گرديدند . حکم اعدام اين افراد با دستور رئيس قوه قضائيه به مرحله اجرا در خواهد آمد.
هم اکنون جان يک انسان در خطر است. اکنون تنها کاري که مي توان کرد،اعتراض است.
با دفتر آيتالله شاهرودي، سخنگوي قوه قضاييه، به زندانباني رجايي شهر کرج و هر مقام قضايي ديگري که ميتوانيد تلفن بزنيد و خواستار بازنگري در اين حکم شويد.
مخالفتتان را با اعدام فرزاد کمانگر اعلام کنيد و خواستار بررسي مجدد پرونده با در نظر گرفتن دادرسي عادلانه شويد.
از سوي ديگر با خبر شديم "انور حسين پناهي" از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان که پائيز سال گذشته به همراه "ارسلان اوليايي" از سوي نيروهاي امنيتي به اتهام اقدام عليه امنيت کشور بازداشت شده بود، بر اساس گزارشات دريافتي روز شنبه مورخه 22/4/87 به اتهام محاربه از سوي دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم و حکم صادره به وي ابلاغ شد، نامبرده متاهل و داراي فرزند ميباشد.
انور حسين پناهي پس از بازداشت در پائيز سال 86 به اطلاعات شهر قروه انتقال و در آنجا مورد شکنجههاي شديد جسمي و روحي قرار گرفته است. ايشان در اعتراض به بازداشت غيرقانوني خود به مدت 13 روز دست به اعتصاب غذا ميزند، نامبرده سپس به بازداشتگاه اطلاعات سنندج منتقل ميگردد.
دادگاه انقلاب سال گذشته براي آزادي اين دو فرد اقدام به صدور قرار وثيقه 80 ميليون توماني نموده بود که به علت عدم توان توديع وثيقه اين افراد در بازداشت ماندند.
شايان ذکر است اويل تيرماه سال جاري ، مردم محل سکونت انورحسين پناهي در دهستان "قوروچاي" از توابع شهرستان دهگلان با امضاي طوماري مبني بر شهرت به صداقت و مسالمت جو بودن وي از مقامات قضائي و امنيتي در سطح استان و کشور آزادي اين معلم و فعال فرهنگي را خواستار شدند.
برهمكاران عزيز واجب است كه به يكي از روشهاي زير اعتراض خود را نسبت به اين احكام به گوش قوه قضائيه برسانند.
تلفن قوه قضائيه، آقاي شاهرودي: 02122741002
و همچنين دفتر قوه قضائيه، تلفن: ۱۱۰۹-۳۳۹۱ (0۲۱) فکس: ۴۹۸۶-۳۳۹۰ (0۲۱)
شماره همراه عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضاييه: 09121595504
زندان رجائي شهر، پست الکترونيکي rajaeeshahr@tehranprisons.ir
تلفن تماس 4411051 0261- 441150 0261
شماره تلفن آقاي محمد شيرج، رييس حوزه نظارت قضايي ويژه
72-66405170-021 - 66407070-021
مدير کل سازمان زندانهاي استان تهران، تلفن تماس: 2- 2123701-021
منبع خبر صدای معلمان کویر سربداران

قطعنامه پایانی فرهنگیان در تهران مقابل سازمان آموزش و پرورش ۱۶/۲/۸۷ متن اصلی
به نام خداوند جان و خرد
۱- ما خواهان انجام قطعی قانون مدیریت خدمات کشوری حداکثر تا اول مهر سال 87 (با تاریخ اجرای 1/1/86) هستیم . در غیر این صورت از هم اکنون اعلام می کنیم که فرهنگیان همزمان با روز جهانی معلم یعنی 14 مهر گردهمائی کشوری در مقابل هر ارگانی که جلوی اجرای قانون را بگیرد برگزار خواهند نمود.
2- تامین امنیت شغلی همه ی افراد ملت به ویژه فعالان صنفی ازاصول قانون اساسی و از پایین ترین مراتب دموکراسی است و با توجه به سابقه ی قبلی اعلام می کنیم چنانچه امنیت شغلی فرهنگیان مورد تعرض قرار گیرد تمامی عواقب سوء این قانون شکنی متوجه کسانی است که با ضعف مدیریت و سهل انگاری موجب نارضایتی و اعتراض فرهنگیان می گردند .
3- ما خواهان استاندارد سازی امکانات آموزش و پرورش و جمعیت کلاس های درس مطابق با ضوابط تعلیم و تربیت نوین می باشیم .
4- انتظار داریم صندوق ذخیره ی فرهنگیان گزارش کار شفاف و بیلان صندوق را تا روز اول مهر در اختیار فرهنگیان قرار دهد و حداقل 3 نفر ازنمایندگان معلمان به انتخاب خود آنها ( حداقل به عنوان ناظر ) در هیئت مدیره صندوق ذخیره حضور داشته باشند .
5- ما خواهان لغو تمامی محدودیتهایی هستیم که برای تشکل های صنفی معلمان در سراسر کشور ایجاد شده و همچنین صدور پروانه فعالیت برای متقاضیان ایجاد تشکل های صنفی که تاکنون بارها به وزارت کشور یا فرمانداری ها مراجعه نموده اند ولی پاسخی نشنیدند .
6- ما خواهان اجرای مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش از جمله مدیریت انتخابی مدارس که جلوی اجرای آن گرفته شده است هستیم !
7- ما دولت را موظف می دانیم که پاداش پایان خدمت بازنشستگان را در اسرع وقت ، به صورت کامل با پول نقد پرداخت نمایند و تنها در صورت تمایل خود آنها بصورت سهام شرکتهای معتبر و شناخته شده به آنان واگذار نمایند.
8- ما خواهان احیاء پست " مشاور وزارت در امور تشکل ها " می باشیم .
این قطعنامه را تکثیر کنید و در اختیار همه قرار دهید که حکم بیانیه ی کانون به مناسبت روز جهانی معلم را خواهد داشت و کاری کنیم که تا آن زمان هیچ فرهنگی از مفاد آن بی اطلاع نباشد
همکاران محترم؛
بیتردید سال 86 یکی از تیرهترین سالهایی بود که جامعه معلمان ایران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگیری تعداد زیادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زیادی از فرهنگیان شریف پایان یافت، به دلیل سانسور شدیدی که به واسطهی بخشنامه شورای عالی امنیت ملی بر رسانهها حاکم شد چنین به نظر رسید که
تشکلهای صنفی سکوت پیشه کردهاند و یا از وحشت، در لاکِ خویش فرو رفتهاند و یا همکاران خود را فراموش کردهاند.
در چنین شرایطی جا داشت مسئولان کشور به ویژه نهادهای امنیتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنیت جامعه قلمداد میکنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معیشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکلهای صنفی و اعتراضات معلمان هیچگونه تأثیری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگیان نداشته است فرصت را غنیمت شمرده و در عمل این ادعای خود را به اثبات میرساندند و با حلّ تدریجی مشکلات فرهنگیان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصنها و انجام حرکتهای اعتراضی را به کلّی نفی و انکار میکردند.
اما همانگونه که شاهد هستیم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بیتفاوت نیز به هوا برخاست و اکثریت معلمان هرگونه تردید نسبت به این جمله که « تا نگرید طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بین بردند. با این وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعدههای داده شده را از یاد بردند. به طوریکه حتی حقوق اندک معلمان حقالتدریس نیز بیش از 6 ماه به تأخیر افتاد و در عوض با توزیع توهینآمیز بنهای نخود و عدس و ... به تحقیر بیشتر فرهنگیان پرداختند.
همکاران گرامی
طی یک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستیم تا شاید عقلای قوم به خود آیند و در روشهای مذکور تغییری ایجاد نمایند. اما نامهها، گلایهها، طومارها و زمزمههای معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هیچکس نرسید و احدی خود را موظف به پاسخگویی به این قشر فرهیخته ندید و مسئولان کشور با این عمل خویش به معلمان آموختند که تنها راه رسیدن به حقوق حقّه فرهنگیان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه 85 شاهد آن بودیم.
عزیزان
در شرایطی که اخبار معلمان را در رسانهها منعکس نمیکنند و وزیر و سایر مسئولان کشور از گفت و گو با تشکلهای صنفی و نمایندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کردهاند، در شرایطی که صندوق ذخیره فرهنگیان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگیان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگیان کاملاً محرز است سپردهاند. در شرایطی که علیرغم وعدههای داده شده ضعیفترین افراد به بالاترین پستهای این وزارتخانه گمارده میشوند، در شرایطی که اکثریت نمایندگان مجلس در برابر خواست فرهنگیان میایستند و از وزیری که منفور معلمان بوده است حمایت میکنند و پس از برکناری وی توسط رئیس جمهور فرد نالایق دیگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحیتش را تأئید نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعیت کل کشور تأئید میکنند، در شرایطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نیز درآورده است برای سال 87 فقط 6 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته
میشود، در شرایطی که با وجود وعدههای داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئیس جمهوری در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تعلل میکند، در شرایطی که حقوق ناچیز فرهنگیان حتی نیمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمیدهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقیرآمیز کارآمدی خود را از دست میدهند و زندگی فلاکتباری را میگذرانند، در شرایطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به این جرم که پرسیدهاند چرا قوانین مصوب خود را اجرا نمیکنید و چرا افراد نالایق را کنار نمیگذارید با احکامی چون زندان، تبعید، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه میشوند. به راستی چه باید کرد؟ آیا معلمان در برابر همکاران و سایر اقشار جامعه به ویژه دانشآموزانی که چهرههایشان هر روز زردتر از روز قبل میگردد هیچ مسئولیتی ندارند؟ آیا نباید پرسید که چرا از آمدن پول نفت که قیمت آن به شکل سرسامآوری افزایش یافته است بر سرِ سفره ملت ایران خبری نیست؟
بر این اساس و با توجه به اینکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند 85 را به دلیل شرایط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگیان میدانیم که همچون سایر اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای این هفته معلم تدوین و اجرا نماییم. امیدواریم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حقالتدریس در مدارس دولتی و غیرانتفاعی با هر دیدگاه و تفکری، تنها و تنها به نیتِ دفاع از شرافت معلمی خویش و در پاسخ به بیمهریها، توهینها و تحقیرهایی که صورت گرفته و میگیرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را یکبار دیگر به مردم و مسئولان بنمایانند تا بعد از این احدی به خود اجازه ندهد که این قشر فرهیخته، زنده و پویا را نادیده بگیرد و یا نسبت به نمایندگان آنان بیحرمتی روا دارد.
برنامههای کانون صنفی معلمان ایران در هفته معلم:
1- پنجشنبه 12 اردیبهشت از ساعت 15 الی 17 حضور همزمان و با شکوه فرهنگیان تهرانی در شهرری، ابنبابویه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران قمی بر مزار استاد مطهری به منظور تجدید عهد با همکاران برای آغازی دوباره.
2- روز دوشنبه 16 اردیبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در میدان فلسطین، خیابان برادران مظفر از ساعت 30/13 الی 30/15 .
3- از تمامی همکاران فرهنگی تقاضا میکنیم که از فرصتِ هفته گرامیداشت مقام معلم استفاده کرده و به جای برگزاری مراسم رسمی و تکراری و تحقیرآمیز، در طول هفته معلم، بخشی از وقت کلاس را به تبیین و توضیح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانشآموزان، مشکلات فضاهای آموزشی و سایر مسائل دیگر که به دلیل بیتدبیری مسئولان دامنگیر آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غیاب رسانههای مستقل، به وظیفة معلمی خود آنگونه که میبایست عمل نماییم.
( در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام میکنیم چنانچه تا روز دوشنبه 16/2/87 حداقل به دو خواسته معلمان و تشکلهای صنفی: 1- پرداخت مطالبات معلمان بویژه حقالتدریس همکاران که بیش از 6 ماه به تأخیر افتاده است 2- لغو تمامی احکام هیئتهای تخلفات اداری که جزء اختیارات وزیر است اقدام نکنند، در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضی بعدی را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهیم رساند. )
امید است همکاران گرامی با درک شرایط حساس کنونی و با توجه به سانسور شدید مطبوعات، در توزیع گسترده این بیانیه و
اطلاعرسانی به موقع به سایر همکاران از هر طریق ممکن آنگونه که شایسته است همت گمارند.
با سپاس
کانون صنفی معلمان ایران
26/1/87
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|